karina
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم منم دلبسته اين خاک، من فرزند آریا ام
فرهاد صفت در آرزويي شيرين.... دنبال خودت به بيستون خواهي بُرد
********************************************************
اي عشق به نام نامي تو سوگند.... كآ نداخته اي عقل و خرد را در بند
ديري ست كه در وادي مدهوشانم... مجنون صفتان زنند بر من لبخند
********************************************************
اي عشق زگرماي تو تبدار شدم.... « چون خال رُخت ديدم ، بيمار شدم»
شور تو مرا كشانده تا مرز جنون... مجنون سر ِ كوچه و بازار شدم
********************************************************
در پاي سمند عشق زانو زده ام.... بر بام بلند عشق كوكو زده ام
چون با دل و ديده ام تباني كردم.... پس منطق و عقل را به يك سو زده ام
********************************************************
كوه از سخن عشق به تنگ آمده است.....با تيشه ي عاشقان به جنگ آمده است
پيروز در اين نبرد زيبا عشق است.... صد ناله و فرياد ز سنگ آمده است



