تبليغاتX
karina - ای عشق ..

karina

من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم منم دلبسته اين خاک، من فرزند آریا ام

اي عشق مرا به شطّ خون خواهي بُرد.... چون قيس به وادي جنون خواهي بُرد
فرهاد صفت در آرزويي شيرين.... دنبال خودت به بيستون خواهي بُرد
********************************************************
اي عشق به نام نامي تو سوگند.... كآ نداخته اي عقل و خرد را در بند
ديري ست كه در وادي مدهوشانم... مجنون صفتان زنند بر من لبخند
********************************************************
اي عشق زگرماي تو تبدار شدم.... « چون خال رُخت ديدم ، بيمار شدم»
شور تو مرا كشانده تا مرز جنون... مجنون سر ِ كوچه و بازار شدم
********************************************************
در پاي سمند عشق زانو زده ام.... بر بام بلند عشق كوكو زده ام
چون با دل و ديده ام تباني كردم.... پس منطق و عقل را به يك سو زده ام
********************************************************
كوه از سخن عشق به تنگ آمده است.....با تيشه ي عاشقان به جنگ آمده است
پيروز در اين نبرد زيبا عشق است.... صد ناله و فرياد ز سنگ آمده است
نوشته شده در پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 7:20 بعد از ظهر توسط ف0ق| |