karina
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم منم دلبسته اين خاک، من فرزند آریا ام
چرا گرفته دلت، مثل آنكه تنهايي.
- چقدر هم تنها!
- خيال مي كنم
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستي.
- دچار يعني
- عاشق.
- و فكر كن كه چه تنهاست
اگر ماهي كوچك ، دچار آبي درياي بيكران باشد.
- چه فكر نازك غمناكي !
هميشه فاصله اي هست.
دچار بايد بود!
نوشته شده در چهارشنبه 18 مهر1386ساعت
0:35 قبل از ظهر توسط ف0ق| |



