تبليغاتX
karina - بوف کور

karina

من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم منم دلبسته اين خاک، من فرزند آریا ام

در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته در انزوا می خورد و میتراشد. اين دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که ايندردهی باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهی نادر و عجيب بشمارند

و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند -زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برايش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تاثیر ین گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت دردمیافزید.یا روزی به اسرار ین اتفاقات ماوراء طبيعی ، ین انعکاس سیهء روح که در حالت یماء و برزخ بين خواب و بيداری جلوه می کند کسی پی خواهد برد؟

نوشته شده در سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 3:32 بعد از ظهر توسط ف0ق| |